zeiton نوشته است:
آیا سنگینی سر جزء موارد سر گیجه است ؟
با سبک بودن سر چه تفاوتی دارد ؟
لطفا علت آنرا نیز برایم توضیح دهید ؟
متشکر
سلام،
مهمترين قسمت ارزيابي يك بيمار مبتلا به سرگيجه شرح حال است . شرح حال دقيق ما را بطرف معاينه دقيق تر رهنمون مي سازد . بيماراني كه سرگيجه دارند علايم خود را بسيار مبالغه آميز ذكر مي كنند و با توصيفات اضافي غير ضروري همراه مي سازند . مثلاً چند بار فلان دارو را استفاده نمودم و … و لذا مهارت و ممارست در شرح حال گيري لازم است تا شرح حالي سازمان يافته انجام شود .
1- توصيف سرگيجه :
قدم اول توصيف سرگيجه اي است كه بيمار از آن رنج میبرد. بايستي توصيف بيمار بر اساس موارد خاص دسته بندي شود. اين موارد عبارتند از:
" سر گیجه واقعی ، احساس سبكي سر، سياهي رفتن چشم ، احساس مواج بودن ، احساس سنگيني و يا بي وزن بودن ، حالت عدم توانايي تمركز ، اختلال عملكرد عضلات بدن و عدم توانايي براي حركت دادن اندامها و يا اختلال هوشياري"
اگر بيمار نميتواند توصيف دقيقي از سرگيجه خود بدهد به حمله اول برگرديد ، زيرا بخاطر منحصر بفرد بودن و وحشتناك بودن ، بيشتر و دقيق تر در ذهن بيمار مي ماند .
الف- سرگیجه در واقع احساس واقعي حركت است كه مي تواند چرخشي يا حركات عرضي يا عمودي محيط باشد ، يا خود بيمار احساس حركت داشته باشد . وجود سرگیجه دليل قاطعي براي ضايعات محیطی سيستم محيطي ( در گوش داخلي ) است ، اگر چه ضايعات مرکزی درتشخيص افتراقي در مقام دوم است .
ب- احساس مواج بودن یا بینائی نوسانی : احساسي است كه تمامي اشياء اطراف حركت دارند و با هر حركتي در سر و بدن بيمار ، اشياء اطراف نيز حركت میکنند. اينحالت بطور عمده در ضايعات دو طرفه سیستم تعادلی گوش ديده ميشود. اگر رفلكس چشمی- تعادلی را نداشته باشيم امكان ندارد چشم بتواند تصاوير را روي جسم زرد ثابت نگه دارد و لذا بيمار در طي راه رفتن و حركت، توانايي خواندن کلمات را نداشته و حدت بينايي بيمار کاهش میابد.
ج- احساس سبکی سر : در بیشتر موارد بعلت اختلالات قلبي عروقي است . افت فشار خون وابسته به وضعیت بدن ( اورتواستاتيك) يا عدم تحمل ورزشي و حملات وازو- واگال و اختلالات متابوليك مثل کاهش قند خون شکایت فوق را بوجود می آورند. فردی که بیماری اضطراب دارد بدنبال تنفس سریع و تند دچار احساس سبكي سر ميشود . در بيماران کم خون نيز تظاهر فوق مطرح مي شود.
د- اختلال دید: يك علت زمينه اي خاص را مطرح نمي كند ،اما در نيستاگموسهايي كه بسيار ظریف باشند و بيمار از سرگيجه واضح شكايت ندارد، امكان دارد كه شكايت عمده تاری دید باشد . بايستي علل ديگر آن كه شامل اختلال عملكرد دو طرفه سیستم تعادلی ، اختلالات انکساری بينايي ، ضايعات عصب بینائی مثلاً در ضایعات تخریبی میلین است، نيز مدنظر باشد .
ه- اختلال هماهنگی: علامت بيماري خاصي نيست و بيماريهاي متعدد مطرح میشوند. ضايعات مرکزی مثل تومور عصب هشتم ، اختلالات سیستم حسی محیطی و التهاب لابیرنت مي توانند باعث بروز اين علامت شوند.
و- کاهش هوشیاری: اختلالات ساختماني و عروقي مرکزی عامل بروز اين حالت است كه معمولاً بهمراه آن عملكرد حركتي بيمار نيز از بين مي رود .
ز- اختلال تمرکز و بهم ریختگی: عدم توانايي تمركز و احساس غوطه وری علايم ضايعه سیستم تعادلی محيطي نيستند. مشكلات متابوليك و روانی و گاهي ضايعات مرکزی توانايي ايجاد اين علايم را دارند . عوارض داروها و استفاده از مواد سمی و يا استنشاق آنها نيز علايم شبه سرگيجه مي دهد.
2- شدت علايم:
براي درك شدت علايم بايستي عملكردهايي كه بيمار قبل از بروز علايم داشته را بررسي نمود و حداقل سوالات زير از بيمار پرسیده شود .
الف ) آيا توانايي كار و فعاليت در حين سرگيجه را داريد ؟ ايا مي تواند راه برويد، كار كنيد يا رانندگي كنيد؟ و آيا مجبوريد مدت طولاني دراز كشيده ، استراحت كنيد ؟ كارهاي روزانه شما چيست ؟ و آيا سرگيجه باعث شده كه تمامي كارهاي خود را تعطيل كنيد ؟
اكثراً در بیماریهای محیطی تعادلی، علايم در اولین بروز شديد است و به تدريج از شدت آن کاسته میشود. اگر علايم بشدت اوليه ادامه داشته و هيچگونه فروكشي در عرض چند روز تا چندين ماه نداشته باشد ، ضايعه محیطی مطرح نمي شود ، زيرا حتي اگر ضايعه تخريب كامل يكطرفه سیستم تعادلی محيطي داده باشد جبران مغز علايم را ظرف چند روز تا چند هفته برطرف ميكند. استثناء اينحالت در ضايعات تعادلی ناپایدار است كه جبران در آنها مقدور نيست.
3- گذاريي بودن علايم:
الف ) بايد از بيمار در مورد اينكه بروز سرگيجه اي چند ثانيه ، چند دقيقه ، چند ساعت ، چند روز و يا دائم و پايدار بوده است سوال شده و پاسخ واضح درخواست شود. مواظب باشيد كه به اشتباه نيفتيد . بيمار چون حمله سرگيجه برايش وحشتناك است لذا علايم پس از چرخش اوليه را نيز به حمله اصلي ربط دهد در حاليكه حمله اول ممكن است فقط چند ثانيه بوده باشد.
سرگيجه خوش خيم حمله اي وضعيتي حمله چند ثانیه ای ، حملات گذراي عروقي علايم چند دقيقه اي و منییر حملات چند ساعته براي بيمار بوجود میآورند ولي التهاب ویروسی لابیرنت، چند روز بيمار را درگير مي سازد. اختلالات متابوليك، روانی، سموم و عوارض داروها علايم پايدار مي دهد كه مربوط به سیستم تعادلی نيستند .
ب ) بيمار بايستي حملات رخ داده را بر اساس بروز بصورت هر روزه ، هفتگي، يا ماهيانه و ساليانه ، تقسيم كند(حتي ممكن است فقط يك حمله داشته است).. بعضي بيماريها حملات با تيپ خاصي داشته و جواب به درمان نيز با كاهش تعداد حملات مشخص ميشود.
4 - فاكتورهاي تشديد و تسهيل كننده :
خوردن بعضي غذاها ، حركت سريع سر ، پهلو به پهلو شدن درتختخواب ، عطسه و سرفه، صداي بلند ، تغيير وضعيت و ورزش عواملي هستند كه باعث بروز سرگيجه در بیماریهای خاصی شده و يا باعث تشدید علائم مي شوند.
مصرف غذاي پر نمك باعث تسهيل حمله حاد منییر مي شود . بيماري كه بدنبال خوردن غذاي خاصي سرگيجه مي گيرد، حساسيت غذايي را مطرح مي سازد . حركت سر و پهلو به پهلو شدن در رختخواب از علل تشديد كننده و ايجاد كننده علايم در بیماری سرگیجه خوش خیم حمله ای وضعیتی است، ولي هر گونه حركتي در سر مي تواند در سیستم تعادلی گوش محرك محسوب شود . سرگيجه اي كه با واسطه سرفه و عطسه بوجو میآید احتمال نشت پری لنف و يا اختلالات سیستم عصبی مرکزی ( افزايش فشار داخل مغزی ) را مطرح ميكند. در بيماري منییر و سیفليس وقتي كه چسبندگی در لابيرنت رخ داده باشد ، سیستم تعادلی گوش در برخورد با صداي بلند تحريك شده و سرگيجه رخ مي دهد که به اینحالت پدیدۀTullio گویند. توجيه اينحالت اين است كه از طريق کف دریچه بیضوی ،كشيدگي به اوتریکل و ساکول منتقل ميشود و تحريك شديدي حادث ميشود. سرگيجه اي كه با فعاليت ورزشي و تغيير وضعيت بدن حادث شود مشكلات قلبي عروقي را مطرح مي سازد ( در اين حالت معمولا سرگیجه بارز ديده نميشود ).
5 - علايم همراه :
بيماري كه درگيري سیستم تعادلی گوش دارد از تهوع و استفراغ شاكي است . وجود كاهش شنوايي ، وزوز گوش ، احساس پري گوش و ترشح چركي از گوش ، باز هم به نفع درگيري سیستم تعادلی گوش محيطي است . در منییر سه علامت اول و در عفونت مزمن گوش پيشرفته و عارضه دار ترشح چركي و سرگيجه وجود دارد .
سرگيجه اي كه همراه دوبيني ، اختلال گفتاری ، ضعف و اختلال حس است علامت درگيري سيستم عصبی مرکزی است كه حملات گذرای ايسكمي و سكته مغزي و مولتيپل اسكلروزيس مثالهاي آن هستند .
بيماري كه علايم اسكوتوم و بینایی تونلی و فلاشهاي نوراني به همراه سرگيجه ذكر مي كند بايستي ما را به ياد ميگرن بيندازد . وجود ناراحتي قفسه سينه و كوتاهي تنفس و تپش قلب دلايلي بر وجود مشكلات قلبي است . اختلال حسی علامت ضايعه مرکزی است اما بي حسي اطراف دهان و سوزن سوزن شدن در انگشتان علايمي از تنفس تند در بیماریهایی مثل اضطراب است .
سقوط علامت غير اختصاصي است اما حملات سقوط علامت ويژه اي است كه در بيماريهاي نارسايي عروق بازیلار ، تشنج ، حمله های Tumarkin در منییر و در بيماريهاي قلبي يا وازواگال ديده ميشود.
6- حادثه اوليه :
بايستي از بيمارخواست كه اولین حمله را بخاطر آورده و توضيح دهد. چون اطلاعاتي كه درحاشيه آن بدست مي آيد، ما را براي تصميم گيريهاي مهمتر هوشيارتر مي سازد . بيماري كه در طي پرواز يا غواصي يا آسیب غیر نافذ دچار سرگيجه شده با بيماري كه بطور خودبخودي و ناگهاني بدون هيچ مقدمه اي سرگيجه پيدا كرده است، تفاوت در علت زمينه اي دارند . در نشت پری لنف، تغيير فشار در گوش باعث بروز سرگيجه ميشود. لذا بايستي به بيمار در مورد پرواز و غواصي هشدار داد. آسيب گوش داخلي و يا سیستم عصبی مرکزی در ترومای غیر نافذ مهم است ولي بيماريهاي مثل منییر حمله حاد و خودبخودي دارند .
7- داروها و سموم :
داروهايي كه بيمار خودش مي خورد يا در طي بستري استفاده كرده، آنتي بيوتيكهاي وريدي و بخصوص آمينوگليكوزيدها، بايستي كامل ليست شود. 10 تا 20% بيماران سرگيجه اي شرح حال واضح دارويي دارند . اختلال فشار وضعیتی در مصرف داروهاي ضد فشار خون شايع است. آرامبخش ها و ضد افسردگي ها باعث اختلالات عملكردي سیستم عصبی مرکزی مي شوند . بايستي تماس بيمار با جيوه، سرب و سموم ارگانيك و شغلي دقيق بررسي شود، چون آسيب مخچه اي و سیستم عصبی مرکزی بوجود مي آورند .
8- سایر بیماریها :
تعادل صرفاًُ وابسته به سیستم تعادلی گوش نيست و درگيريهاي چشمي و حسی عصبی نيز قادرند علايم عدم تعادل براي بيمار ايجاد ميكنند .
اختلالات ديد : كاهش ديد و آسيب شبکیه ای ، جراحي آب مروارید و يا استفاده از عينك جديد ممكن است سرگیجه ايجاد كنند . اين علامت در افراد پير شايعتراست .
اختلالات حسی محيطي : در ديابت و مصرف زیاد الکل ، كمبود ویتامین بی 12 باعث آسيب سيستم حس محیطی عمقی مي شوند .
بيماري قلبي : علائم در این بیماران سبكي سر و سرگيجه است. مشكلات دريچه اي و نارسايي و آریتمی های قلبی مسبب این علائم هستند. اين گروه بيماران عمدتاَ احساس سرگیجه دارند .
اختلالات رواني : دراين حالت سرگیجه بصورت بارز نیست و عمدتاً احساس سرگیجه وجود دارد. اين مشكلات شايع بوده و شامل استرس ها ، اضطراب ، افسردگي و … هستند . شرح حال دقيق و بررسي مشكلات رواني قبلي بسيار كمك كننده است . حملات هراس كه با احساس سرگیجه، ضعف، اختلال حسی، تعريق شديد، كوتاهي تنفس و تند نفس كشيدن تظاهر مي كند، نبايستي با سرگیجه بارز اشتباه شوند.
معاينه فيزيكي
با توجه به گسترده بودن علل ايجاد كننده و تقسيم آن به سرگيجه هاي واقعي و احساس سرگیجه و وجود ارگانهاي مختلف دخيل در تعادل، تشخيص افتراقي هاي وسيعي پيش روي ماست. ولي شرح حال دقيق، تاحد زيادي از تعداد تشخیص افتراقی ها میکاهد. معاينه فيزيكي بايد دقيق بوده و ارگانهاي درگير در تعادل را كامل بررسي كند تا به تشخيص اصلي نزديك شويم .
معاينه گوش، معاينات عصبی، بررسي سيستم قلبي عروقي و بررسي چشمها ضروري بوده ولي نحوه رويكرد ما وابسته به يافته هاي شرح حال است. معاينات عصبی شامل بررسي اعصاب مغزی، تستهاي مخچه اي، تست رومبرگ، حركات چشم، بررسي نحوه راه رفتن و معاينه سيستم حسي و حركتي بيمار مي باشد. در شك به مشكلات روانی، تست تنفس تند كمك كننده است. در اين تست اگر يك دقيقه تنفس تند ( تنفس عمقي و قوي ) باعث بروز علايم شود تست مثبت تلقي مي شود .
منبع: سایت آموزش گوش و حلق و بینی ایران