با عرض سلام و خسته نباشید خدمت دوستان
من از طریق یکی از دوستانم با سایت شما آشناشدم.
باتشکر از شما، من جوانی 27 ساله هستم با دختر 23 ساله ای قرار ازدواج گذاشتیم و الان حدود 6 ماهه که با هم در ارتباطیم
البته با اطلاع خانوادهامون، نامزد من از رابطه جنسی متنفره تا این حد که وقتی میخوام رابطه رو باهاش شروع کنم ، میگه نمیتونم ، دلش میخواد ولی یه حسه تنفر و ناآرومی بهش دست میده ،آلت من رو که میبینه چشماشو میبنده .
با سوالای ک ازش کردم فهمیدم تو بچگی تو اتاق خواب پدر و مادرش می خوابیده و هر وقت اونها با هم رابطه داشتن بیدار بوده
همش میگه صدا نفساشون تو گوشمه .من خیلی دوستش دارم ولی اون میخواد جدابشه به این دلیل
حتی من بهش گفتم میریم دکتر ،اگرم خوب نشدی قید رابطه جنسیو میزنم
ولی میگه نمیخواد من اینکارو بکنم
نزدیک به چهل روز پیش بود که دیگه نخواست باهاش باشم و یک هفته بعدش فهمیدم رگش رو زده
ولی خداروشکر زنده موند.ئ اصلا خواب نداره . نه غذا درست مسخوره
بعد از اون التماسش کردم کنارش باشم ..
الان میخواستم ببینم چکارباید بکنم
آیا مشکلش حل میشه...
خواهش میکنم راهنماییم کنید
من از طریق یکی از دوستانم با سایت شما آشناشدم.
باتشکر از شما، من جوانی 27 ساله هستم با دختر 23 ساله ای قرار ازدواج گذاشتیم و الان حدود 6 ماهه که با هم در ارتباطیم
البته با اطلاع خانوادهامون، نامزد من از رابطه جنسی متنفره تا این حد که وقتی میخوام رابطه رو باهاش شروع کنم ، میگه نمیتونم ، دلش میخواد ولی یه حسه تنفر و ناآرومی بهش دست میده ،آلت من رو که میبینه چشماشو میبنده .
با سوالای ک ازش کردم فهمیدم تو بچگی تو اتاق خواب پدر و مادرش می خوابیده و هر وقت اونها با هم رابطه داشتن بیدار بوده
همش میگه صدا نفساشون تو گوشمه .من خیلی دوستش دارم ولی اون میخواد جدابشه به این دلیل
حتی من بهش گفتم میریم دکتر ،اگرم خوب نشدی قید رابطه جنسیو میزنم
ولی میگه نمیخواد من اینکارو بکنم
نزدیک به چهل روز پیش بود که دیگه نخواست باهاش باشم و یک هفته بعدش فهمیدم رگش رو زده
ولی خداروشکر زنده موند.ئ اصلا خواب نداره . نه غذا درست مسخوره
بعد از اون التماسش کردم کنارش باشم ..
الان میخواستم ببینم چکارباید بکنم
آیا مشکلش حل میشه...
خواهش میکنم راهنماییم کنید