سلام دوستان
بنده 3 سال است خواستگار خانمی هستم.
اشنایی ما از دوستی ایشان با خواهر بنده شروع شد. بسیار خانم با شخصیت و سالمی هستند و من هم نه یک دل بلکه صد دل ایشونو میخواهم و رابطه عشقی ما دوطرفه است. خانواده بنده به همراه من 6 ماه بعد از اولین دیدار تصادفی به خواستگاری ایشون رفتیم البته بعد از اطمینان یافتن از مناسب بودن شخصیتمون برای یکدیگر. مادر ایشون مخالفت کردند و با کلی پیگیری و واسطه اوردن همچنان بعد از 3 سال حاضر نیستند بنده رو به عنوان داماد خانوادشون قبول کنند. جالبه که بزرگ فامیلشون که عموی طرف بنده هستند یکی از واسطه های من بودند که بسیار هم اصرار بر این وصلت دارند. علت مخالفت ایشون تفاوت مالی بین خانواده من و ایشون هست ایشون پولدارتر هستند. دختر خانم 28 سال سن دارند ا و کاملا عاقل شدن و تحصیلاتشونم تمام کردند ولی مادرشون گوششون اصلا به خواسته ایشون بدهکار نیست! دوستان خیلی داغونم! من واقعا ایشونو دوست دارم و همینطور ایشون هم منو شدیدا دوست دارند! و حتی دربار جزیی ترین مسائل زندگی با هم توافق پیدا کردیم( البته در حد الان)نمیدونم میتونید درک کنید که اصلا نمیتونم درباره اتمام این رابطه فکر کنم یا نه!
نمیدونم جای درستی این مطلب رو زدم یا نه! اگر اشتباهی زدم از همگی و مدیریت محترم معذرت میخوام.
امیدوارم بتونید با صحبتها و راهنمایی های صحیح خودتون کمکی به من بکنید.
ممنون
بنده 3 سال است خواستگار خانمی هستم.
اشنایی ما از دوستی ایشان با خواهر بنده شروع شد. بسیار خانم با شخصیت و سالمی هستند و من هم نه یک دل بلکه صد دل ایشونو میخواهم و رابطه عشقی ما دوطرفه است. خانواده بنده به همراه من 6 ماه بعد از اولین دیدار تصادفی به خواستگاری ایشون رفتیم البته بعد از اطمینان یافتن از مناسب بودن شخصیتمون برای یکدیگر. مادر ایشون مخالفت کردند و با کلی پیگیری و واسطه اوردن همچنان بعد از 3 سال حاضر نیستند بنده رو به عنوان داماد خانوادشون قبول کنند. جالبه که بزرگ فامیلشون که عموی طرف بنده هستند یکی از واسطه های من بودند که بسیار هم اصرار بر این وصلت دارند. علت مخالفت ایشون تفاوت مالی بین خانواده من و ایشون هست ایشون پولدارتر هستند. دختر خانم 28 سال سن دارند ا و کاملا عاقل شدن و تحصیلاتشونم تمام کردند ولی مادرشون گوششون اصلا به خواسته ایشون بدهکار نیست! دوستان خیلی داغونم! من واقعا ایشونو دوست دارم و همینطور ایشون هم منو شدیدا دوست دارند! و حتی دربار جزیی ترین مسائل زندگی با هم توافق پیدا کردیم( البته در حد الان)نمیدونم میتونید درک کنید که اصلا نمیتونم درباره اتمام این رابطه فکر کنم یا نه!
نمیدونم جای درستی این مطلب رو زدم یا نه! اگر اشتباهی زدم از همگی و مدیریت محترم معذرت میخوام.
امیدوارم بتونید با صحبتها و راهنمایی های صحیح خودتون کمکی به من بکنید.
ممنون