سلام
من به دختر 24 ساله هستم. شخصیت آروم و خجالتی و کم حرفی دارم. من از یه مشکل خیلی بزرگ رنج میبرم اونم عدم اعتماد به نفسه. مشکل من اینه که از هیچی راضی نیستم. منظورم از شکل و ظاهرم هست. فکر میکنم که خیلی زشتم ولی اطرافیانم میگن این طور نیست و در مقایسه با خیلی دخترهای دیگه خوشگل هم هستی ولی من باور نمیکنم فکر میکنم از سر دلسوزی این حرفو میزنن. از طرفی من سینه های بزرگی دارم.سایز سینه ام 80 هستش در حالی که خودم لاغرم حدود 49 یا 50 کیلو هستم. بزرگی سینه هام ارثی هست. سینه هام به خاطر بزرگی شل و آویزون شدن. از اول این طور نبودن به مرور این طور شد. حالا من خیلی از این موضوع ناراحتم. خیلی دوست دارم سینه هامو عمل کنم ولی خانواده اجازه نمیدن. میگن ازدواج که کردی اگه همسرت خواست اون وقت عمل کن. ولی من میگم با این سینه هایی که من دارم کی از من خوشش میاد کی با من ازدواج میکنه. تازه اومدیم و ازدواج کردم خب طرف سینه هامو که ببینه طلاقم میده.از طرفی آلت تناسلی تیره و بزرگی هم دارم. اونم برام شده دغدغه. هیچ کاری هم نمیتونم بکنم. خلاصه که ذهن من پر شده از این تفکرات. یک روز نیست که من به این چیزا فکر نکنم. خیلی هم گریه میکنم.
این مسأله کاملاً اعتماد به نفسو ازم گرفته. هر روز بهش فکر میکنم. فکر میکنم با این وضع هیچ وقت نمیتونم ازدواج کنم چون آقایون سینه های سفت و خوش فرم رو دوست دارن همین طور آلت تناسلی سفید و کوچیک. من اینا رو ندارم پس هیچ وقت نمیتونم برای هیچ مردی جذاب باشم. تازه کلی هم از قیافه ام شاکیم به خاطر همین 6 ماه پیش بینی ام رو عمل کردم ولی بازم از قیافه ام راضی نیستم و خودمو زشت میبینم. چیکار کنم که این افکار دست از سر من بردارن؟ این چیزایی که گفتم نشون میده من بیماری روحی دارم؟ خوب میشم؟
من به دختر 24 ساله هستم. شخصیت آروم و خجالتی و کم حرفی دارم. من از یه مشکل خیلی بزرگ رنج میبرم اونم عدم اعتماد به نفسه. مشکل من اینه که از هیچی راضی نیستم. منظورم از شکل و ظاهرم هست. فکر میکنم که خیلی زشتم ولی اطرافیانم میگن این طور نیست و در مقایسه با خیلی دخترهای دیگه خوشگل هم هستی ولی من باور نمیکنم فکر میکنم از سر دلسوزی این حرفو میزنن. از طرفی من سینه های بزرگی دارم.سایز سینه ام 80 هستش در حالی که خودم لاغرم حدود 49 یا 50 کیلو هستم. بزرگی سینه هام ارثی هست. سینه هام به خاطر بزرگی شل و آویزون شدن. از اول این طور نبودن به مرور این طور شد. حالا من خیلی از این موضوع ناراحتم. خیلی دوست دارم سینه هامو عمل کنم ولی خانواده اجازه نمیدن. میگن ازدواج که کردی اگه همسرت خواست اون وقت عمل کن. ولی من میگم با این سینه هایی که من دارم کی از من خوشش میاد کی با من ازدواج میکنه. تازه اومدیم و ازدواج کردم خب طرف سینه هامو که ببینه طلاقم میده.از طرفی آلت تناسلی تیره و بزرگی هم دارم. اونم برام شده دغدغه. هیچ کاری هم نمیتونم بکنم. خلاصه که ذهن من پر شده از این تفکرات. یک روز نیست که من به این چیزا فکر نکنم. خیلی هم گریه میکنم.
این مسأله کاملاً اعتماد به نفسو ازم گرفته. هر روز بهش فکر میکنم. فکر میکنم با این وضع هیچ وقت نمیتونم ازدواج کنم چون آقایون سینه های سفت و خوش فرم رو دوست دارن همین طور آلت تناسلی سفید و کوچیک. من اینا رو ندارم پس هیچ وقت نمیتونم برای هیچ مردی جذاب باشم. تازه کلی هم از قیافه ام شاکیم به خاطر همین 6 ماه پیش بینی ام رو عمل کردم ولی بازم از قیافه ام راضی نیستم و خودمو زشت میبینم. چیکار کنم که این افکار دست از سر من بردارن؟ این چیزایی که گفتم نشون میده من بیماری روحی دارم؟ خوب میشم؟
